الشيخ محمد علي الگرامي القمي
69
مقدمه اى بر امامت (فارسى)
در اين است كه آنها مىگويند اساسا لازم نيست از طرف خداوند كسى معين شود ولى همه قبول دارند كه اگر لازم باشد و معين شده باشد . آن كس پس از پيامبر صلى الله عليه و آله جز على عليه السلام نخواهد بود . و بنابراين از دقت در بحث امامت عامه و رهبرى كلى الهى ، به امامت خاصه و رهبرى على عليه السلام و فرزندانش تا امام دوازدهم حضرت ولى عصر ارواحنا فداه مىرسيم . اصل لزوم تعيين شخصى ، به عنوان رهبرى « امامت عامه » خوانده مىشود و رهبرى شخص معين چون على عليه السلام در تاريخ گذشته و امام زمان عليه السلام در تاريخ حاضر « امامت خاصه » ناميده مىشود . بيانى كه گذشت مورد توجه اصحاب ائمه عليهم السلام در مناظرات بوده است و فى المثل منصور بن حازم در حديثى كه پيش از اين تذكر داديم با اصل عقلى لطف و يا هدف ، اصل امامت و رهبرى را ثابت كرده و با قرائن خارجى و ادعاء شخص على عليه السلام و عدم ادعاء ديگران ، و با توجه به علائم رهبرى على عليه السلام چون علم كامل او كه مىتواند ادارهء اجتماع كند امامت خاصه او و فرزندانش را ثابت كرده است . اصل « مهمتر بودن رهبرى ، از قانون » را هم امام صادق عليه السلام در حديث ديگرى كه پيش از اين گذشت گوشزد فرموده است . بنا به حديث معروف ديگرى كه با سندهاى قاطع و مختلف نقل شده است مهمترين ركن اسلام همان مسئله رهبرى است . اين حديث با تعبيرهاى مختلفى بيان شده است . يكى از تعابير حديث اين است اسلام بر 5 چيز بنا شده است 1 - حج